تبلیغات
دربازه ای نو - چای با طعم زهرمار
دربازه ای نو

مدیر وبلاگ : sajjad

پولدار شوید

چای با طعم زهرمار

دوشنبه 8 شهریور 1389  ساعت: 06:15 ق.ظ

بعد از سه ماه دوستی از اصفهان آمده بود تهران،مثل همیشه تئاتر شهر کنار مجسمه ی شاعر قرارگذاشتیم، که به دلیل گرما  مکان قرار ،به چند متری آن ورتر منتقل شد. دوستان دوست نیز آمدند و مشغول صحبت و چای خوردن بودیم که یکی از دوستان گفت اگر یکی را پرت کنیم پایین چه می شود ... که توجه مان به پایین جلب شد...

پسرکی حداکثر 16 ساله پایین بین ماشین و دیوار نشسته بود و با نان ته مانده پلو خورشتی را می خورد، داشتم نگاهش می کردم که غذایش که تمام شد ببینم می شود رفت و سر صحبت را باز کرد و به مرکز کودکان و نوجوانان کار معرفیش کرد که لااقل روزی یک وعده غذا را بخورد که وقتی غذایش تمام شد از جعبه ی زیر دستش سرنگ، چاقو و  جورابی کهنه و به شدت کثیف در آورد، دکمه ی شلوارش را باز کرد ... به ... تزریق کرد نمی دانم اما انگار موفق نبود ... جوراب کثیف خاکستری را به دستش بست ... و انگار دنبال رگ می گشت که پیدا نکرد... دوستان تحلیل شان این بود که عملش بالا است و ... نهایتا رگ بین انگشت شست و مچش را پیدا کرد، در این حین سرنگش چند بار زمین افتاد و چند بار ان را توی دهانش فروبرد که تمیز شود...سوزن را وارد رگش کرد و تقریبا دو دقیقه سوزن را در رگش گرداند...در حدی که چند قطره خون روی زمین ریخت ...حالت تهوع  و اینکه پسرک متوجه حضور  ما شده بود اجازه نداد که بمانم و ببینم با چاقو چه می کند ... باز هم تحلیل دوستان این بود که با چاقو پوستش را خراش می دهد و ماده ای را در آن خراش می گذارد تا نشئگی اش کامل شود....

تهوع آور بود ... دردناک بود... ترسناک بود...



منبع:
http://estahbannews.mihanblog.com


نوشته شده توسط:sajjad

ویرایش:--

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو